کم‌کاری!

یکم: سلام

دوم: دوستی گفت کم کار شدی! و البته راست گفت اگر کار نوشتن را مثلا با نانوایی مقایسه کرد. نه این‌که نباید زیاد نوشت یا باید کم نان پخت ولی هر کاری کم و زیادش توی خودش تعریف می‌شود.

برای دوست عزیزم که ناراحت کم کاری من است باید بگویم مجموعه داستانی به اسم آخرین نفر دارم و دارم سبک سنگین می‌کنم برای انتشارش.

انتشارات خوب اگر می‌شناسید و اگر مرا می‌شناسید یا کارهای مرا، حتما از پیش‌نهادتان استقبال می‌کنم.

سوم: چند وقتی‌ست وقفه کوچکی افتاده به کار همشهری داستان. مجوز ماه‌نامه در محاق است و امیدواریم مجوز این مجله که هیچ ربطی به سیاست ندارد، برسد. به هرحال کار شماره اول تمام شده و داریم شماره دوم را کار می‌کنیم. فکر می‌کردیم با تمام شدن شماره اول جشنی می‌گیریم و خوش‌حال می‌شویم و خستگی از تن‌مان در می‌شود ولی چون مجله هنوز دارد صفحه‌آرایی می‌شود و کارش کمی طول کشیده، این فرصت تنفس ما هم کشیده شد و نفس‌مان بند آمد! به همین زودی‌ها می‌آییم شاید اول آبان.

یا حق

/ 2 نظر / 10 بازدید
محمدنبی بندار

سلام آقای قزلی خسته نباشید برای انتشارات شاید انتشارات آفتاب(سپیدباوران) مشهد بد نباشه اینها هم با کارهای شما تقریبا آشنا هستند و هم از لحاظ فروش بین ملت حزب اللهی خیلی معروف شده اند و هم دنبال کار قوی برای چاپ هستند.

واقعا ربطی به سیاست نداره ؟!