مثل ماهی قزل‌آلای همیشه در سفر

از مهدی نوری عزیز که این مطلب را در مرور و نقد تک نگاری یزدم نوشت ممنونم. این یادداشت البته در خبرگزاری مهر منتشر شده است.

 

مهدی قزلی آدم جسوری است. این جمله‌ی ذووجهین را هرکس یک هم‌کلامی و هم‌نشینی با قزلی داشته، می‌داند. خبرگزاری مهر هم دارد کارهایی می‌کند که از طراز هم‌گنانش بالاتر است. و بلندتر از هر بلندبالایی می‌شود آن مشاور رندی که می‌نشیند کنار رئیس و مخش را می‌کوبد تا سر کیسه را شل کند. که کمی از رقابت بی انتهای خبر زدن و خبر خوردنِ خبرنگار و خبرنویس و خبردرآر، کم کند. که مثلا یک کتاب اختصاصی تولید کنند و به سبک و سیاق شنبه‌های نیویورک تایمز پاورقی کنند.

 

این سه خط موازی ! درست متقاطع شدند. اصل ماجرا این بود که مشاور رند فوق‌الذکر پایان‌نامه‌ای با موضوع سیدجلال‌الدین آل احمد داشته که تمام شده؛ در حین کار روی پایان‌نامه فکری شده که کاش می‌شد این تک نگاری‌های آقا جلال‌الدین که پر از مردم‌شناسی و ایران‌شناسی است را بازآفرینی کرد. بعد یحتمل دیده از میان آنها که دست به قلمند و می‌شود در رساندن مطلب (به وقتش) روی‌ وجدان‌شان حساب کرد، قزلی گزینه قدری است. قراری می‌گذارد با قزلی که انصافا در سفر پایه‌ترین آدمی است که این قلم‌شکسته دیده است. طرح موضوعی و بیان چهارچوبه نظری و چای و قند و بزن برویم. نشان به آن نشان تا همینک که این نوشته صادر شده است، سه تکه پاره از «سفرتک‌نگاری» مهدی قزلی به یزد، توی مهر تیتر یک شده است. به انضمام عکس‌های و عطف‌هایی از جمله به متن جلال. که چه به جا!

 

از خود قزلی که بپرسی می‌گوید شاخ به شاخی با جلال خریت است. اما مزه‌اش در طبع‌‌آزمایی و تفنن ادبی است؛ که به نظر دلیل کاملی است! از سوی دیگر خوبیتش در این است که ادعایی ندارد؛ که شده و درآمده. و رک و صریح می‌گوید من زورم را زده‌ام.

 

نتیجه کارها دارد نو به نو رو می‌شود. چندوقت یک بار روی خروجی مهر قرار می‌گیرد و بعدتر هم که کتابی می‌شود به اسم با مسمای «جای پای جلال».

می‌ماند چند نکته:

یکی اینکه مهر مهربان، خوب برای کار رپرتاژ نکرد. که مخاطب وبگردِ گاهگداری پاگیر شود. و از قبل منتظر بماند.

دیگر اینکه قزلی کمی مختصر برگزار کرده در روزهای سفر. لابد آنچه جلال با آن قدم‌های بلندش در سه روز جمع کرده، باید در سی روز قدم‌شمارش کرد تا درست بشود جای پای جلال.

 

سوم اینکه همه این را می‌دانند که نوشتن غیر از تحقیق است. ولی هرچه متنی به عقبه تحقیقات کتابخانه‌ای مستند باشد، ماندگارتر است. میزان ارجاعات در یک متن نرم و خوش‌خوان هم می‌تواند افزون‌تر از دیده‌ها و شنیده‌ها باشد.

 

چهارم: آل احمد اینقدر غول هست که حالا حالاها کسی از زیر بال و پرش بیرون نیاید، اما آن روزها که این تک‌نگاری‌ها را نوشته تازه بخت و رختش را از گود بچه چپی‌ها بیرون کشیده بود و سرخورده بود. هویت که همان سفتیِ جای پا باشد را داشت در مردمش می‌جست که حالا قزلی به برکت انقلاب حضرت خمینی (رضوان خدا بر او) از کمندش رسته؛ گیریم در لغت‌دانی و جمله‌پردازی نه به او رسیده باشد.

 

فامیل قزلی مرا یاد ماهی قزل‌آلا می‌اندازد. زرنگ و چغر و لیز. زود از چنگ آدم بیرون می‌پرد. و وقتی به همراهش زنگ می‌زنی که کجایی؟ حتما در سفر است. قلمش سفت و سفرش بی خطر!

/ 0 نظر / 14 بازدید