مظلوم علی

آنها که امسال رفته اند حج حتما از حالا غصه‌شان گرفته با دلتنگی‌های بعد از سفر چه کنند. وقتی برگشتند تهران صبح به صبح موقع اذان کجا بروند برای نماز؟ فکرش هم سخت است آنها هر روز می‌رفتند بقیع یا مسجدالحرام! تهران چه می‌کنند یک باره؟ شاید باید دل‌شان خوش باشد که محرم از راه می‌رسد و انصاف اگر داشته باشیم هیچ کجای دنیا محرم ایران را ندارد. در میان این دلتنگی دو عید کمی به داد حال حجاج می رسد؛ اول عید قربان و بعد عید غدیر.

درست در روزهایی که ایران یکسره شور و شوق و نشاط است یعنی در ایام عید غدیر، مکه و مدینه حسابی سوت و کور است. هیچ کس به روی خودش نمی آورد 18 ذی‌الخجه روز اکمال دین و اتمام نعمت است.

یک روز یک مسیحی رفت پیش خلیفه دوم و گفت: اگر در دین ما روزی به عنوان روز کامل شدن دین وجود داشت حتما آن روز را عید می‌گرفتیم. خلیفه سرش را پایین انداخت و فقط سکوت کرد چون حرف حساب جواب ندارد.

پیامبر بعد از حج وداع دست علی را در غدیر خم بالا برد تا مردم بدانند قبله واقعی کیست و چیست ولی حسد و حسادت با ادمی چه می کند! در مسجدالنبی آثاری مثل منبر و محراب پیامبر مشخص است. محراب ابوبکر معلوم است کجاست. ستون توبه که یکی از اصحاب خودش را به آن بست تا پیامبر گناهش را ببخشد، معلوم است. «باب جبرائیل» که محل ورود و خروج جبرئیل بر پیامبر بود، معلوم است. حتی در محله شیعیان معلوم است پیامبر از چه خرماهایی دوست داشته و می‌خورده، به همین خاطر قیمت‌آن هر کیلو 70 ریال است؛ یعنی 50 ریال بیشتر از خرماهای معمولی. آنجا روی دیوارها حدیث دوستی پیامبر با کوه احد را می‌نویسند ولی چیزی درباره «فمن آذاها فقد آذانی، من آذانی فقد آذى الله» نمی‌گویند. با این حرفها انتظار بیهوده‌ای است که از علی و عیداللهِ اکبرش خبری باشد.

توی این اوضاع بهترین وقت برای عقده بازکنی از دل گرفته حجاج ایرانی دعای کمیل مدینه است. پنجشنبه‌های مدینه روزهای خاصی است. روزهای پرکاری که به دعای کمیل شب جمعه ختم می‌شود و حضور و قدرت‌نمایی ایرانیان. مراسمی که گاهی بیش از 20000 نفر را به بین‌الحرمین می‌کشد و پلیس و نیروهای امنیتی سعودی را به تکاپو وامی‌دارد.

دیگران با حسرت و تعجب نگاه می‌کنند ایرانیان را که با ولع و اشتیاق و نظم جمع می‌شوند. حتی پیرمردها و پیرزن‌هایی که پای رفتن ندارند، با ویلچیر می‌آیند. قرآن که شروع می‌شود مردم می‌زنند زیر گریه و معلوم می‌شود بغض‌شان را تاکنون فروخورده بودند. هر چه دعای کمیل‌های قبل از ایام تشریق ابهت دارد، دعای کمیل نزدیک به عید غدیر داغ و سوز دارد. زمزمه های علوی شروع می‌شود: اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُکَ بِرَحْمَتِکَ الَّتِی وَسِعَتْ کُلَّ شَیْ‏ءٍوَ بِقُوَّتِکَ الَّتِی قَهَرْتَ بِهَا کُلَّ شَیْ‏ءٍ

سعودی‌ها همه خیابانهای اطراف را قرق می کنند و هیچ غیرایرانی‌ای را راه نمی‌دهند مخصوصا عرب‌ها را که امکان دارد با شنیدن دعای کمیل با معارف علوی آشنا شوند.

حجاج روضه مادرشان فاطمه را می‌شنوند و اشک می‌ریزند و یادشان می‌آید بین این همه حرفی که از زبان امیرالمونین با خدا می‌زنند بگردند دنبال چند آرزوی ناب تا بشود توشه سفرشان. یا علی کمک کن.

 در مشرق

/ 1 نظر / 17 بازدید
حمید آزادگان

تکان خوردم. احساس می کنم آن حس دعای کمیلی را که نوشته ای تجربه کرده ام، اگر چه تجربه نکرده ام.