اعتکاف، برنامه خلوت و تنهایی

وارد مسجد که شدیم یک برگه دادند دستمان که یعنی برنامه! برای دقیقه دقیقه این سه روز برنامه چیده بودند. 8 صبح باید بیدار می بودیم و سخنرانی استاد فلانی و بعد جمع خوانی قرآن و بعد نماز جماعت و بعد مداحی و بعد دعای فلان و بعد جلسه اخلاق و بعد ....

اولش جدی نگرفتیم ولی کم کم معلوممان شد قضیه برنامه های اعتکاف جدی است. برعکس همه اتفاقات هیاتی که بی نظمی در ذاتشان است، همه چیز هم به موقع! زانوهایمان درد گرفت از بس مجلسی نشستیم. فرصت ندادند پایمان را دراز کنیم. کمی که گذشت فهمیدیم توان همراهی با این همه معنویت منظم را نداریم. موقع نماز رفیقی غیر معتکف برای نماز امد مسجد دانشگاه، به خاطر کارهایش نتوانسته بود بیاید اعتکاف و غبطه می خورد به حال ما. آنقدر غبطه خوردنش زلال بود که حاضر بودیم همه برنامه های این یکی دو روزمان را بدهیم و سازندگی غبطه اش را بگیریم. وقتی رفیقمان رفت، مسوول محترم برگزاری مراسم را پیدا کردیم . گفتیم: مرد حساب! قرار بود بیاییم اعتکاف کمی خلوت کنیم! کمی تنها باشیم با خودمان و حضرت خدا. کمی فکر کنیم. کمی از برنامه و روزمرگی دور باشیم. شما ماشاالله چیزی برایمان باقی نگذاشتید.

مسوول محترم که احساس می کرد تکلیف دارد معنویت را به ما تزریق کند، حرف ما را نشنید. ما هم تصمیم گرفتیم با چند تا از بچه ها او را نشویم! در اولین اقدام هم وسط مسجد چند نفری خوابیدیم، خوابیدنی. با خرو پف نمایان. اولش کمی جو سنگین بود ولی کمی بعد دیدیم بقیه خلق الله هم غش کردند! خلاصه بعد از نماز ظهر روز دوم همه دراز به دراز افتادیم به ساده ترین عبادت خدا یعنی خوابیدن. نتیجه این استراحت جانانه و اعتراض مدنی هم دشمنی مسوول برنامه با ما شد و البته خلوت نیمه شب بچه ها که دیگر خسته نبودند.

فقط نکته اش این شد که برای سال بعد باید دنبال جای دیگری باشیم برای اعتکاف. چون دیگر تبدیل شدیم به عنصر نامطلوب برهم زننده فضای معنوی!

برنامه داشتن در اعتکاف البته کار خوبی است اما هر عقل سلیمی می پذیرد که این فرصت فرار از روزمرگی دنیا به خانه خدا، فرصتی فردی برای تمرکز و تفکر است. اگر حجم برنامه های منظم و عمومی آنقدر زیاد باشد که هیچ فردیتی در فضای اعتکاف باقی نماند خودش نقض غرض می شود. از طرف دیگر خود معتکف هم باید فردیت و خلوتش را مدیریت کند. نباید وقت گران قیمت معتکف با مبایل و لب تاب هدر بشود. این که کار همیشگی ما می تواند باشد! این سه روز را قدر باید دانست. و خدایمان هدایت کناد.

در خراسان

 

/ 2 نظر / 19 بازدید

خدا رحمت کنه حاج آقا مجتهدی رو،می گفت وقتی از خدا چیزی می خواهید توفیقش رو بخواهید.توفیق انجام کارها رو.یه بنده خدایی بعد اعمال ام داوود عاجزانه و با تضرع با خدا نجوا می کرد که:خدایا!توفیق انجام اعمال ام داوود رو دیگه به ما عنایت نکن!!..خدا بپسنده ازت!

الهه سادات امینی

سلام خدا هم مثل شما منو به اعتکاف دعوت کرد. من تو2روز کتاب (پنجره های تشنه) ی شما رو خوندم ....وقتی کتاب تموم شده بود مثل وقتی که میخواستم وارد حرم اقا امام حسین بشم گریه کردم . از زمانی که فهمیدم شما به داخل ضریح شرفیاب شدید کسی رو باسعادت تر از شما ندیدم .اقای قزلی شاهکار بود و بی نظیر !!! وچقدر قشنگ امام مزد کارهای سخت شما رو داد........... یه سوال ؟شما واسه داستان نویسی کلاسی نمیذارید؟!