بچه‌ها و مجالس مذهبی رمضان

 

به اقتضای زمان و وضعیت زندگی گاهی والدین مجبور می‌شوند بچه‌های‌شان را با خودشان در مکان‌ها یا برنامه‌ها و موقعیت‌های بزرگ‌ترانه شرکت بدهند. بعضی از این برنامه‌ها هم با مدیریت پدر و مادر هماهنگ می‌شود، مثلا بچه را با خودشان مسجد می‌برند تا با فضای معنوی آنجا انس بگیرد. غرض از این مقدمه شتاب‌زده عرض ارادتی به ماه مبارک رمضان است. ماهی که در آن برنامه‌های معنوی و مذهبی خانواده‌ها بیشتر می‌شود و اوج آن مراسم شب‌های قدر است. معلوم است که بزرگ‌ترها اصولا بچه‌های کوچک‌شان را همراه ببرند اما ایا به این موضوع دقت هم می‌کنند که برنامه مذکور متناسب با سن و سال و حوصله کودکان‌شان هم هست یا نه؟

آیا کودک ما کشش شرکت در یک برنامه 2-3 ساعته، بدون تحرک و کم جذابیت (از نظر او) را خواهد داشت؟ حتما خیلی‌ها دوست می‌دارند فرزندان‌شان تالی و پیرو خودشان باشند در انس با چنین محافلی ولی آیا برای حُسن آشنایی او با این مجالس هم اندیشیده‌اند؟

واقعا البته احتیاج نیست کار خیلی سختی هم انجام بدهیم. کافی است موقع رفتن به چنین مجلسی خوراکی مورد علاقه بچه را برایش بخریم یا قبل از رفتن چند دقیقه‌ای سر راه در پارکی با او بازی کنیم و همراه خودمان یکی دو وسیله (مثلا دفتر نقاشی و مداد رنگی) برای وقت حوصله سررفتگی آنها داشته باشیم. من هنوز یادم هست که در کودکی به عشق خوردن پیراشکی همراه مادربزرگم می‌رفتم نماز جمعه ولی به خاطر بدخلقی‌های اهل مسجدمان نماز جماعت محل را شرکت نمی‌کردم. مادربزرگ بی‌سوادم یکی از مهمترین کارهای فرهنگی زندگی‌ام را با خریدن آن پیراشکی‌ها در میدان انقلاب انجام داد!

قضیه فقط به والدین مربوط نیست. برگزارکنندگان این مجالس هم باید به محدودیت‌های خانواده‌ها و مسائل‌شان توجه کنند. همین توجه به تازگی منجر به ایجاد چیزی به اسم مهدکودک در این محافل شده است. در نظر گرفتن جایی در کنار همان مجلس برای جمع کردن بچه‌ها و توجه به آنها با مربیانی که حوصله و تخصص برخورد با ایشان را دارند. و نتیجه این می‌شود که هم پدر و مادر خوب از مجلس استفاده می‌کنند و هم بچه‌ها احساس ملال و خستگی و ترس (گاهی که اشک والدین را می‌بینند)، نمی‌کنند.

هیات‌دارها و مجلس‌گردان‌ها و متولیان مسجد باید توجه بیشتری به بچه‌ها کنند تا با رسیدن زمان‌هایی مثل محرم و رمضان، همان‌طور که شور و شوق بین بزرگترها می‌افتد بین بچه‌ها هم به وجود بیاید. اهمیت این موضوع وقتی بیشتر می‌شود که بدانیم علی رغم آنچه به نظر می‌آید این بچه‌ها هستند که طلایه‌دار و محور تصمیم‌گیری‌های خانواده‌ها هستند و خوب است با توجه به موقع به ایشان و خواسته‌های‌شان به شخصیت فرهنگی آنها جهت‌دهی خداپسندانه کنیم.

خوب نیست چهره یک مراسم معنوی و مذهبی در نگاه کودک ما عبارت باشد از جایی که همه آدم بزرگ هستند و ساکت نشسته‌اند و به حرف کسی گوش می‌کنند و احتمالا گاهی جا هم تنگ است و اگر ورجه ورجه‌ای هم اتفاق بیفتد همه چپ چپ نگاه می‌کنند که یعنی بچه شلوغ نکن.

بچه‌ها باید خاطراتی روشن و شیرین از چنین مجالسی داشته باشند. و این میسر است با توجه والدین و متولیان این مجالس.

 

/ 1 نظر / 16 بازدید
يك روز به نام بي نام نام داده ام ولي شكاري ام

یاد گردوهای پیامبر افتادم که برای سرگرمی بچه های جلوی مسجد به بچه ها داد تا برود برای نماز .اما یک حلالیت میخواستم ازتان - بعد از سفر عمره و هوایی شدن دوباره ام سری زدم به سفرنامه تان در سال 90 و بس زیبا بود و كيف كرديم من و همسرم ، ترتیبش را از یک به 63 کردم و پرینت گرفتم .اتقاقی دوستم هم اول سال 92 عازم بود و به او دادم البته با رعایت نام نویسنده پای هر سفرنامه تان - و حالا سفرنامه آقای قزلی در برگه های پرینتی A4 دست اوست و او هم به ديگري داده و کیف می کنند آنانکه می گویند مشکی اگر رنگ عشق است مشکی کعبه است . حالا حلام می کنید استاد - البته گفتم که به جز عکسها که پرینت نگرفتم همه را با نام نویسنده ذکر کرده ام -تازه يكي ديگر از دوستانم گفته كه برايش با پست الكترونيكي بفرستم- به او و به ديگران كه دلشان تنگ آنجاست بدهم بخوانندش ؟