عاشورایی باش

بعد است سقوط صدام چند سالی رسم قدیمی عراقی‌ها در پیاده‌روی به سوی حرم سیدالشهدا در ایام اربعین دوباره احیا شده است. یکی دو سالی هست که مردم کشور ما هم پایشان به مراسم (که کم کم دارد تبدیل به مناسک می‌شود) باز شده. از دوستانی که تجربه این برنامه را داشته اند مطالب زیادی شنیده ام در وصف بزرگی و عظمت و صمیمیت و صفایش. و «ای کاش»های همراه با غبطه ای که در نبود چنین رسمی رد ایران گفته می‌شد.

زیارت اربعین البته توصیه شده معصومین است و هر بزرگداشتی برای امام حسین ستوندنی اما نکاتی را باید در نظر داشت. این پیاده‌روی برای زیارت امام حسین در اربعین شاید یادآوری و همراهی با کاروان اسرا باشد در رسیدن دوباره به مزار امام حسین. آنچه را نباید از نظر دور داشت این است که بازگشت غم آلود کاروان به کربلا وقتی معنای جدی دارد که یادمان باشد همه اهل آن کاروان در عاشورای حسینی حضور داشتند و هرکدام نقش خودشان را «به هنگام»، ایفا کردند. این «به هنگام» بودن ایفای نقش چیزی است که تاریخ اسلام از کمبودش رنج می‌برد. در تاریخ شنیده ایم و شنیده اید که چند هزار نفر از مردم کوفه در قالب جنبش توابین به کربلا رفتند و با آه و ناله و زاری توبه کردند از نابه‌هنگام بودن تصمیمشان و بعد هم رفتند به جنگی که بیشتر به انتحار شباهت داشت و تاثیر جریان‌سازانه ای هم در مسیر تاریخ نگذاشت. بعد از آن هم جنبش مختار و ....

اگر همین توابین در صحنه عاشورا حاضر می‌شدند شاید مسیر تاریخ عوض می‌شد. مردم آن روز عراق همیشه دیر کردند، بنی اسد سه روز دیر کرد، مردم بصره یک ماه، توابین یک سال، مختار چند سال. این دیرکردها هزینه های زیادی داشت. فرهنگ شیعه واقعی باید عاشورایی باشد. در عاشورا باید تصمیم سرنوشت ساز را گرفت نه در اربعین دم سوزناک!

البته که صفا و صمیمیت و تلاش مردم در مراسم پیاده‌روی اربعین ستودنی و قابل تقدیر است اما یادمان باشد عبیدالله بن حر جعفی هم در جواب درخواست همراهی با امام حسین جواب داد: اسب و شمشیرم برای شما! در واقع یعنی جان نخواه هر چی می‌خواهی بخواه!

مردم ایران ولی نشان داده اند عاشورایی هستند. وقتی امام خمینی انقلاب اسلامی را شروع کرد، مردم جان بر کف آمدند. وقتی صدام به مرزها حمله کرد و امام خمینی مردم را دعوت به دفاع از خاک و انقلاب کرد، بقال و قصاب و بنا و دانشجو و دانش آموز و ... کارشان را تعطیل کردند و آمدند، آنچنان که سازماندهی نیروها برای دست اندرکاران امر سخت شد. دیدن شور و حال اربعینی دیگران برای ما که مردممان را در اوج فرهنگ عاشورایی دیده ایم نباید غبطه برانگیز باشد زیرا معلوم است که «چون که صد آید نود هم پیش ماست».

این یادداشت قصد این را ندارد که بگوید شرکت در مراسم پیاده‌روی اربعین خوب نیست یا نباید باشد. هم خوب است هم باید باشد هم خودم آرزوی شرکت در آن را دارم اما یادمان باشد همراه با فرهنگ عاشورایی. شیعه یک بار دیر کرد و نتیجه اش را در عاشورای 61 در کربلا دید. ما دیگر حق دیر کردن نداریم.

در خراسان

/ 1 نظر / 18 بازدید
بنده خدا

مدتی است که نوشته های شما را پیگیری می کنم. وظیفه خودم دیدم که حداقل با نظری کوچک از مطالبتان تشکر کنم. اجرکم عندالله