دو کلمه از علیرضا میرزا مصطفی!

 بعد از اینکه یادداشتی نوشتم بر کتاب هاروارد مک دونالد مجید حسینی، او این یادداشت را گذاشت روی فیس بوکش و دوست قدیم و مشترکمان سید علیرضا میرزا مصطفی، مطلبی درباره یادداشتم آنجا گذاشت. حالا اینکه چرا علیرضا آنجا به من جواب داده (درحالی که می داند من علاف نیستم که بروم در فیس بوک بچرخم) و نیامده در وبلاگ خودم کامنت بگذارد یا حتی چرا گوشی تلفن را برنداشته زنگ بزند یا حتی تر چرا وقتی رفتیم خانه شان شب نشینی حرفی نزده، بماند!

این هم که اصلا مطلب من چه دخلی به علیرضا دارد بماند!

این هم که اصلا حرف علیرضا چه دخلی به مطلب من دارد بماند!

به نظرم دیدن و خواندن نظر او کلا مفرح ذات است و خوب که دقت کنی خیلی مفرح ذات! خواستم من هم جوابی بدهم اما به نظرم آمد او اصلا جواب نخواسته، خواسته حرفی زده باشد در حد دو کلمه از مادر عروس! حالا اگر شما که مخاطبید تشخیص دادید لازم است من هم روی این کامنت، توضیحی بگذارم خوب روی چشم. (از بابت تذکر خواندن مطلب من قبل از خواندن مطلب علیرضا بامزگی مطلب او را دو چندان می کند):

مهدی قزلی عزیز، من درباره کلیت نقدی که تو بر کتاب دوست عزیزمون سید مجید حسینی نوشته‌ای نظری ندارم، اما اون اواخر ریویو، تو مواردی رو مطرح کردی که احساس می کنم باید راجع بهش حرف بزنیم. به خصوص اینکه به نقد کتاب کمکی نکرده و باعث شده بحث کاملا از فضای فرهنگی خارج بشه و اثرگذاریش زیر سایه یک تسویه حساب عقیده‌ای (اگر نگیم سیاسی) کم رنگ شه.

مهدی‌جان انصاف نیست بخوایم این وسط به هر بهونه‌ای پای روزنامه‌نگار جماعت رو به یه ماجرایی که روحشم از اون بی خبره باز کنیم و هر چی از ذهنمون می‌گذره رو نثارش کنیم.

خوب نگاه کن! این ع. ک. اصلا کجای گروه مجلات همشهریه که تو اون رو دلیل اشتباه استراتژیک مجید حسینی می دونی در سپردن مجلات به یه سری روزنامه نگار که احتمالا تو ازشون خوشت نمیاد.

عزیزم! یه سری از این روزنامه‌ها و سایت‌ها‌ که کسی هم زنجیره‌ای خطابشون نمی‌کنه؛ از صبح تا شب در حال زدن این بنده خداهان که تو نون به نرخ روز خور روشنفکر خطابشون می‌کنی من البته با بیشترشون رفیقم. خوب کاسبی‌شون اینجور اقتضا می‌کنه.

اما چرا این ادبیات داره بسط پیدا می کنه؟ کی و کجا جواب داده؟

چرا نمیشه تو همون دایره فرهنگ راجع به یه کار فرهنگی حرف زد؟ چرا سریع دست به دامن سیاست می‌شیم؟

مگه بین دوستان مطبوعاتی شما نون به نرخ روز خور پیدا نمی شه؟ چندتاشون رو که اتفاقا دوستان مطبوعاتی من هم هستند اسم ببرم؟ این که دلیل نمی شه کل یه جریان رو زیر سوال ببریم.

من همیشه به اون جماعت دوستام که نوشتن دغدغشونه و از یه جنس دیگه‌است براشون؛ و تو هم اتفاقا جزء شون هستی گفتم باز هم می‌گم؛ این ادبیات و نوع گفتمان رو بسپارین به همون‌هایی که صاحب این سبکند. این باری که شما معتقدین رو زمین مونده اینجوری از رو زمین بلند نمیشه. شما از یه جای دیگه شروع کنین.

/ 5 نظر / 44 بازدید
محمد

منظورش علیرضا کیوانی نژاد ه؟ اون عادتشه پشت سر همه حرف بزنه الان داره درباره ربط دیکتاتوری و نسبت بین ایدئولوژی با موهای میرزامصطفی تفت میده :))))))))))

محمّد

اگر «دوکلمه از بنده» حسابش نمی‌کنید نظرم اینه: نه مطلبِ اولِ شما «نقد»ه و موضع و هدفِ شفّافی داره و نه نوتِ جنابِ میرزامصطفا. من اساساً سدمجید حسینی رو قبول ندارم، ولی شما تو مطلب‌تون با یک عصبانیتی سعی کردید ازش کارش تعریف کنید. کأنه مجبورتون کرده بودند که از کارِ رفیق‌تون تعریف کنید. رفیقی که ظاهراً چندان هم رفاقتی نیست بین‌تون! در موردِ کتاب و ناشر و نقدِ اون بنده‌ی خدا هم تحلیل‌هاتون عمیق نیست به‌نظرم. موفق باشید.

پیشنهاد دهنده هستم

سلام.فقط یه پیشنهاد کوچیک دارم ،کوچیک هر کسی که روش فکر کنه هم هستم: " بیاین به کل این مباحث،به ریز و درشتش،به غلط و درستش به خوب و بدش ،ازین دنیا نگاه نکنیم،ازون دنیا نگاه کنیم،انگار الان اون وریم و دارن تک تک این لحظه ها رو نشون میدن که حساب کتابمون کنن،کلا و اساسا ،بینی و بین الله خیر آخرتی توشه این بحث و صحبتها ...برا موافق و مخالفش؟ "اگه اهل (یستمعون القول )هستید که شک ندارم هستید پیشنهاد این حقیر فقط یک "قول "بود.خیر جاودانه همنشین تان.

روح خدا

بنظرم کامنت خصوصی و دو نفره است و شاید این ذهنیت های دو نفره برای مخاطب عام پیش نیاد، طبق گفته خودتون آقای میرزامصطفی هم یه جای خصوصی این دغدغه دو نفره رو مطرح کرده که البته همون سؤال های شما پیش میاد که چجور به گوش شما میرسه که حالا ظاهراً رسیده .. اما شاید نشر این کامنت دو نفره اینجا به نقد مک دونالد کمک نکنه، البته صاحب اختیارید

پنج دری

استاد؟؟ به روزش کنین دیگه خب ...