majal

 

سفر به اعماق تاریخ انسانیت

گزارش از سفر به قبله-1

کم کم دارم پیر می‌شوم. می‌گویند جوان‌ها راحت‌تر دل می‌کنند. وقت خداحافظی در فرودگاه به دخترم که رسیدم نتوانستم جلوی اشکم را بگیرم. خدایا ما را به درد پیری دچار نکن. بالاخره از خانواده دل کندم و پریدیم!

هواپیما درست وقت اذان مغرب پرید. شب ولادت امام رضا. خطی نارنجی به موازات خط سیر هواپیما در افق ما را همراهی می‌کرد. می‌دانم تا چند دقیقه دیگر این خط نارنجی سرخ‌تر و خونی‌رنگ‌تر  خواهد شد و کم‌کم تاریکی و ظلمات و سه ساعت دیگر جده و فرودگاه و زجر همیشگی فرودگاه‌ها و حرکت به سمت شهر پیامبر.سفرمان در زمان کوتاه به نظر می‌رسد ولی واقعیت این است که با سرعت داریم می‌رویم به اعماق تاریخ حتی قبل‌تر از تاریخ اسلام.

مکه و مدینه آثاری حتی از حضرت آدم در خودش دارد. ما داریم به موزه تاریخ انسان و انسانیت می‌رویم. هم در زمان سفری طولانی داریم هم در مکان. می‌دانم که به قدر ظرفیتمان هم از این موزه برخورداریم پس خدایا ظرف‌مان را وسیع کن رَبِّ اشْرَحْ لِی صَدْرِی

پيام هاي ديگران ()        PermaLink;        ۱۳٩٠/٧/۱٧ - مهدی قزلی