majal

 

دیدار متفاوت

-          آقا سر راهی برو کنار.

تازه وارد حسینیه شده بودم و رفته بودم سروقت شیرینی‌هایی که برای پذیرایی گذاشته بودند دم در که یک نفر بلند گفت: آقا سر راهی برو کنار. برگشتم و دیدم یک تخت بیمارستانی منتظر است تا کنار بروم تا مردی درشت هیکل که بیسیم به کمر دارد (و احتمالا یکی از محافظ‌هاست) آن را هل بدهد.  کنار رفتم و با بهت نگاه کردم به مردی نحیف که روی تخت دراز کشیده بود و ملحفه‌ای رویش بود و ...

محافظ که با تحکم با من صحبت کرده بود، به مرد نحیف مهربانانه گفت: حلال کن اگر اذیت شدی. بعد پیشانی‌اش را بوسید و رفت احتمالا سر پستی که رهایش کرده بود به خاطر مرد نحیف. روی سینه مرد نحیف کارتی بود و روی کارت نوشته بود: سعید شش‌بلوکی. از همان اول فهمیدیم که دیدار رهبر با جانبازان قطع نخاعی دیداری متفاوت است...

اگر زنده ماندم و اتفاقی نیفتاد ادامه ایم مطلب در khamenei.ir منتشر می‌شود.

پيام هاي ديگران ()        PermaLink;        ۱۳٩٠/٧/٧ - مهدی قزلی