majal

 

فرزند زمان خویشتن باش

این مطلب را برای هفته‌نامه همشهری جوان نوشتم. آنجا منتشر شد اینجا هم منتشر می‌کنم

 یک زمانی وقتی امام را تبعید کردند و ایشان از ایران خارج می‌شدند، اشاره کردند به یارانی که در گهواره‌‌ها دارند و می‌خواهند با آن یاران جوان، پیروز بزرگ‌ترین انقلاب دینی دنیا باشند. آن وقت هیچ‌کس سوال نمی‌نکرد که ارزش‌های جنبش 15 خرداد سال 42 و 13 آبان 43 را چه کسی می‌خواهد به گهواره‌ای‌ها منتقل کند. انقلابیون فعال هم به دلیل اینکه مجبور بودند تشکیلاتشان را مخفی نگه دارند نمی‌توانستند تعداد زیادی باشند. پس چه می‌شود که در بین سال‌های 56 تا 57 جرقه‌های انقلاب در بین مردم ناگهان همه‌گیر می‌شود و آتش به درخت کهنسال ولی پوسیده شاهنشاهی می‌زند و سوال بعدی‌تر اینکه با وجود فاصله کم بین انقلاب و حمله نظامی عراق که نه فرصتی برای انتقال ارزش‌های انقلاب بود و نه اولویتی، چطور جوان‌ها فوج فوج به جبهه می‌رفتند و گاهی گوی سبقت را از پیران انقلابی می‌ربودند.

بگذریم از انقلاب خودمان. بعد از دوران درخشان حکومت پیامبر(ص) در مدینه و بعد فاصله 25 ساله حکومت خلفا که باعث شد همه کسانی که تجربه‌ای از روش و منش پیامبر(ص) داشتند یا پیرو فرتوت شوند یا از دنیا بروند، امیرالمومنین(ع) چطور توانست حاکم جهان اسلام شود و یاران و انصارش چه کسانی بودند؟

غیر از این بود که تعداد زیادی از آنها جوان‌هایی بودند که پیامبر(ص) را درک نکرده بودند و هیچ جریان جدی فرهنگی‌ای هم تلاش نکرده بود ارزش‌های دوران آن بزرگوار را منتقل کند. با این حال مدتی است (شاید حدود ده سال پس از ارتحال امام(ره)) که عده‌ای دچار دغدغه انتقال ارزش‌های انقلاب و جنگ به نسل جوان شده‌اند و مدام آیات یأس نازل می‌کنند درباره نسل جوانی که به نظر تنبل‌تر و آسوده‌طلب‌تر از جوان‌های نسل قدیم می‌آیند. اما حقیقت چیز دیگری است.

هرآنچه باعث شد جوانان در برهه‌ای به صف انقلاب اسلامی بپیوندند و بعد از آن خاکریزهای دفاع و جهاد را پر کنند، باعث خواهد شد جوان‌های نسل امروز هم (هر وقت لازم باشد) به جنبش درآیند. یکی از مهم‌ترین دلایل عکس‌العمل‌های مناسب و محکم نسل جوان دوران انقلاب و جنگ، رهبری امام بود؛ رهبری کسی که نه براساس هوای نفس بلکه با محور قرار دادن معارف عمیق اسلام، ارشاد و راهنمایی توده‌ها را بر عهده گرفت. نسل جوان امروز هم همچنان از رهبری کسی برخوردار است که مانند امام(ره) براساس مصالح اسلام و امت تصمیم‌گیری می‌کند و هوای نفس در او راهی ندارد. شاید از همین بابت هم هست که ایشان با وجود نگرانی بعضی مسوولان و دلسوزان، نسل جوان امروز را بارها و بارها بهتر و برتر از نسل دیروز خوانده و پسندیده‌اند.

جان کلام این کوتاهه این است که باید فرزند زمان خویش بود. لزومی ندارد جوان امروز مثل جوان انقلابی سال 57 باشد و لزومی ندارد مثل جوان بسیجی زمان جنگ باشد. کما اینکه جوان‌های نسل جنگ مثل جوان‌های نسل انقلاب نبودند و چه بسا جلوتر بودند. جوان امروز باید جوان نسل امروز باشد. آنچه امروزی‌ها و دیروزی‌ها باید در آن مشترک باشند، آبشخوری است که ریشه‌هایشان را در آن سیراب می‌کنند و آن‌قدر که صاحب این قلم می‌فهمد این آبشخور تغییری نکرده. نگرانی دلسوزان نسل جوان امروز از بابت نگاهی است که به گذشته دارند و از دست دادن نیروها و ریزش‌ها، در حالی که اگر کمی سرشان را بچرخانند و رو به سوی آینده کنند، رویش‌های جدید را خواهند دید؛ جوان‌های نسل امروز را.

پيام هاي ديگران ()        PermaLink;        ۱۳۸٩/۱٢/٤ - مهدی قزلی