majal

 

کشف اسماعیل چیست؟

(این مطلب در شماره دوم همشهری داستان چاپ شده‌است)

مروری بر رمان اسماعیل اثر امیرحسین فردی

داستان‌ها و رمان‌ها همیشه بر 2  پایه اصلی بنا می‌شوند؛ حوادث و شخصیت‌ها. البته درواقع، همیشه تلفیقی از اهمیت حادثه و شخصیت و تعامل این دو باهم است که داستان را تشکیل می‌دهد ولی هرگاه با دقت به داستانی نگاه کنیم، خواهیم فهمید یکی از این دو بر دیگری چیره است و خواننده در طول رمان با آن مانوس خواهد بود. از زمان تولد رمان و داستان تاکنون، توجه نویسندگان از حوادث که نمود فعالیت‌های برون‌گرایانه انسان‌ است، به سمت شخصیت‌ها و مسائل‌شان که نمایان‌گر حالات درون‌گرای آدمی هستند، حرکت کرده است و این البته طبیعی است؛ چه اینکه کش‌مکش انسان با محیط، از ابتدای خلقت تاکنون ادامه داشته و هرچند همه جذابیت‌های خود را از دست نداده ولی پیش‌رفت علم و تکنولوژی و تسخیر طبیعت باعث نشده انسان در این کش‌مکش، از پیش برنده باشد (هرچند مواقع خیلی زیادی هم بازنده است) اما درست در زمانی که باد غرور این برنده‌بودن از سر انسان افتاد، فهمید در مسائل درونی خودش و در کش‌مکش با خود یک ازپیش بازنده است (هرچند گاهی نیز برنده می‌شود).

«اسماعیل» بی‌شک رمان شخصیت است و در این برهه از زمان، رمان شخصیت، رمان کشف است. حوادثی که اسماعیل با آن‌ها روبه‌روست، نه آن‌قدر مهم‌اند که خواننده را ذوق‌زده کنند و نه آن‌قدر عجیب‌اند که شگفت‌زده‌اش سازند. این سیر زندگی خود اسماعیل است که لابد باید برای خواننده جذاب باشد و کش‌مکش خودش با خودش.

این رمان که ازنظر ساختار زمانی، خطی است، ساده و روان نوشته شده اما نکته این‌جاست که این سادگی در ساحت‌های فکری و ذهنی شخصیت و مضامین هم وارد شده است؛ درحالی که بستر و فضای داستان یعنی انقلاب، به اندازه کافی دارای پیچیدگی و عمق بوده است.

سؤال مهم این مقال این است که در رمان اسماعیل چه چیزی کشف می‌شود و چگونه؟

اسماعیل جوانی است ساده و تا حدی لاابالی که در شرایط آن روز، با استخدام‌شدن در بانک زندگی‌اش به‌تر می‌شود. با دیدن دختری به هم می‌ریزد و این به هم‌ریختگی شرایط روحی او را مستعد نزدیکی به انقلاب می‌کند. اگر داستان را در چند خط بیان کنیم، همین می‌شود و البته همه می‌دانند داستان را نباید در 2 خط گفت؛ چه اینکه امیرحسین فردی 300 صفحه همین داستان را می‌گوید.

اما چرایی‌ها و چگونگی‌های این تغییر و تحول شخصیت در رمان مغفول مانده. این البته تنها چیزهای مغفول در داستان نیست؛ شخصیت‌هایی در رمان وجود دارند که در ابتدا مهم به‌نظر می‌رسند (مثل سارا مهاجر و علی خالدار) اما در ادامه رها می‌شوند و در پایان داستان نیز نشانی از آن‌ها نیست.

بعدها البته در مصاحبه‌های نویسنده معلوم می‌شود این شخصیت‌ها در رمان دیگری که هنوز منتشر نشده و حتی نوشته هم نشده (و به نام اسماعیل 2 خوانده می‌شود) قرار است به داستان و ماجرا برگردند و البته معلوم نیست تکلیف خواننده این رمان چه می‌شود!

طبق الگویی تکراری و ساده، یک شخصیت (اسماعیل) تحت‌تاثیر عشق زمینی و بعد شکست در آن، در مسیری قرار می‌گیرد که انسان‌های عادی کم‌تر قرار می‌گیرند؛ او انقلابی می‌شود.

اگر کشف داستان همین است باید گفت کم‌مایه و به عبارتی دم‌دستی است و مخاطب را راضی نمی‌کند. به دلیل سطحی و شخصی‌بودن داستان، جنبه‌های تاریخی ماجرای انقلاب اسلامی کم‌فروغ شده است و داستان سهم کمی در بیان باطن این حرکت عظیم دارد. این نکته از آن جهت حائز اهمیت است که داستان در بستر انقلاب و با محوریت آن شکل گرفته است.

به‌نظر می‌رسد نویسنده که خود انقلاب را از نزدیک لمس کرده، رمانی درباره انقلاب و البته برای انقلاب نوشته است؛ درحالی که شرایط فعلی جامعه با  سؤال‌های تازه‌ای هم‌راه است که خواسته‌های خود را از این جریان دارد. به همین دلیل، امروز داستان‌هایی لازم‌اند که درباره انقلاب و برای نسل امروز نوشته شده باشند.

البته از این موضوع نباید گذشت که ادبیات داستانی ما در حوزه انقلاب اسلامی بسیار کم‌تجربه است و این اثر هرچند اثری فاخر نیست ولی گامی است که باید برداشته می‌شد و امیرحسین فردی کاری را که مدت‌ها قبل خودش یا کسان دیگر باید انجام می‌دادند، بالاخره انجام داد. از این به بعد نویسندگان داستان انقلاب پای‌شان را روی پله اولی خواهند گذاشت که امیرحسین فردی آن را بنا کرد.

پيام هاي ديگران ()        PermaLink;        ۱۳۸۸/٢/۱٥ - مهدی قزلی