majal

 

اولویت اشتغال با مردان است نه زنان

با رفقا یک برنامه داریم هر سال به پیاده روی از انتهای منطقه فشم در تهران به ابتدای منطقه نور در مازندران. در واقع از دشت لار و رشته کوه البرز رد می شویم و دو روزی را در خارج از روزمرگی می گذرانیم. در پایان مسیر این پیاده روی روستایی است به نام نیتل در منطقه کجور. واقعیت اصلا حرفم به پیاده روی مربوط نیست، خواستم برسم و برسانم روستای نیتل تا بگویم در مخابرات آن روستا که عبارت بود از یک اتاق و یک تلفن و یک باجه تلفن، دختری نشسته بود به عنوان مسوول و متصدی. می خواستیم تماس بگیریم خبر بدهیم که سالم از کوه و دشت به مدنیت رسیده ایم. دختر با مخابرات قرارداد کار داشت و درآمد ماهانه اش از چوپان روستا که در کوه دیده بودیمش همراه گله، بیشتر بود. و دختر مجرد بود. و جوانان روستا بیشترشان رفته بودند سمت چالوس و تهران به فعلگی.

نه که فعلگی بد باشد، عجبم از این بود که چرا همین معدود فرصت شغلی را به دختری مجرد داده اند و نه پسری که حالا سرگردان و ویلان شهر شده است در حالی که همین شغل می توانست او را در روستا نگه دارد و ترغیبش کند به داشتن خانواده و همان دختر مجرد هم سر و سامان بگیرد زندگیش و بعد از گذشت سه دهه از زندگی در سراشیبی ناامیدی و افسردگی ناشی از تجرد نیفتاده باشد.

مثال این روستا را بعدتر در روستاهای دیگر هم دیدم. حتی در شرکتهای مهندسی معدن که به طمع دادن دستمزد کمتر، دختران مهندس را به کوه و بیابان می کشند برای کار!

از اینها بدتر سازمانهای دولتی و نهادهای عمومی هستند که حتی دستمزد یکسان هم می دهند ولی باز در بین کارمندانشان پر است از دختران مجرد. از جمله این سازمانها صدا و سیما و شهرداری تهران هستند.

امیدوارم حرف این مقال خوب فهمیده شود. موضوع این نیست که مردها بهتر از زنها هستند یا زنها و دخترها نباید کار کنند. در عرف و قانون و شرع ما مسوولیت گرداندن چرخ اقتصاد خانواده به گردن مرد است. پس چرا یک نهاد عمومی باشد شغلی غیر تخصصی را بدهد به دختری مجرد که هم مسوولیت اجتماعی کس دیگری به گردنش نیست و هم بدتر از آن با بی نیاز کردن مالی و روانی او، سن و توقع ازدواجش را بالا ببرد؟ در حالی که با همان  شغل هم پسری بیکار نمی ماند هم دختری احتمالا به همسری این پسر در می آمد.

برای خودم هم روشن است با نوشتن این کلمات عده زیادی با پز و ژست روشنفکری متهمم خواهند کرد به داشتن نگاه تبعیض آمیز و مردسالاری و .... ولی حرف حرف حساب است. مسوولیت اقتصاد خانواده ها را هر وقت قانون و عرف و شرع داد به زنان ، نهادها و سازمانها و دولت هم جایگاههای شغلی شان را بدهند به خانمها!

معلوم است که مساله اشتغال همانقدر که برای مردان مساله درجه یکی است برای زنان از اولویت اولیه برخوردار نیست.

برای روشن تر شدن بحث باید بگویم زنان سرپرست خانوار، متخصصین بی جایگزین، جایگاههای شغلی مرتبط با زنان و ... مد نظر این قلم نیست و هیچ عقل سلیمی از هدر رفت ظرفیتهای فکری و سازندگی زنان چشم پوشی نمی کند. موضوع فقط بر سر اولویت بندی حاکمیتی است که به نظر می رسد فقط برای تعارف و روشنفکر نمایی، رعایت نمی شود. می گویید نه؟ راهش این است که از این نهادهای عمومی و دولتی خواسته شود آمار شاغلین خانم را بدهند. بعد مشخص کنند چند نفر از آنها مجرد هستند، چند نفر سرپرست خانواده و چند نفر متخصص بی جایگزین.

در خراسان

پيام هاي ديگران ()        PermaLink;        ۱۳٩۳/٢/٩ - مهدی قزلی