majal

 

کتاب داستان همشهری بالاخره درآمد

سلام

این کتاب با همه داستان‌هایش درآمد. ساعت ٩:١۵ شب ١۴ بهمن خسته و کوفته نشسته‌بودم منتظر که آمد. بعد از چاپ‌چی‌ها اولین نفری بودم که می‌دیدمش اما آن‌قدر خسته بودم که هیچ حسی پیدا نکردم هرچند الان خوشحالم.

صبح فردایش حامد تاملی قبل از ساعت ٨ پیامک داد که دیده و خریده و خواسته اولین نفری باشد که تبریک می‌گوید. تا آخر روزکلی تبریک آمد؛ از تهران و مشهد و اصفهان و قم و ماهشهر. و تا آخر هفته چند نفر آمدند برای هم‌کاری و چند نفر هم فیس و افاده‌شان برای هم‌کاری کم‌تر شد. دیگر توی ساختمان مجلات همشهری به‌مان سلام می‌کردند و جواب سلام‌مان را محکم می‌دادند.

هویت مجله‌ای‌مان داشت کامل می‌شد و حس خوب نسبت به کتاب- مجله بیش‌تر. هنوز مدت زیادی از آمدنش نمی گذرد ولی استقبال خوب است.

فقط نظر کم است، خیلی‌ها دیده‌اند و خریده‌اند ولی نظر جدی نداده‌اند و من بیش از هر چیزی به نقدهایی احتیاج دارم که معلومم کند چه‌قدر راه را درست و چه‌قدر نادرست رفته‌ام. چون قرار است این جُنگ ادبی برای مردم باشد نه برای روشن‌فکران و ادبیاتی‌های حرفه‌ای.

راستی جلد و خبر مربوطه اینجا هست.

پيام هاي ديگران ()        PermaLink;        ۱۳۸٧/۱۱/٢۱ - مهدی قزلی