majal

 

بوی خداحافظی می‌آید

گزارش از سفر به قبله- 53

یک توفیق بوده که توانستیم بعد از اعمال تمتع دوباره برگردیم مدینه. انگار خانه‌مان باشد مدینه و مسافرت رفته باشیم مکه. هتل در مکه تمیزتر و شیک‌تر بود. همه چیز آماده و لوکس. دفتر کار هم همین‌طور ولی مدینه صفای خودش را دارد. البته با این فرق که دیگر مثل یک ماه پیش شلوغ نیست. قبل از اعمال موقع اذان که می‌شد سیل آفریقایی‌هایی که به خاطر کم پولی در انتهای منطقه عوالی ساکن بودند به سمت مسجدالنبی روان می‌شد و بازار دست فروش‌ها سکه بود حالا اما از این خبرها نیست. ساکت و آرام است. مغازه‌دارها دیگر مثل قبل خشک نیستند، تحویل می‌گیرند و تخفیف می‌دهند بعضی‌ها هم حراج کرده‌اند. همان طور که با آمدن اولین کاروان به عربستان شور حج در بین حجاج و مردم می‌افتد، با برگشتن اولین کاروان هم همه دل دل برگشتن می‌کنند. همکاران ستاد و بعثه به قول قدیمی‌ها صفر بیست و یک‌شان به کار می‌افتد (کنایه از یاد تهران افتادن). حجاج هم خریدشان بیشتر می‌شود و بسته‌بندی.

دیگر برای قرار گرفتن در صف نماز مسجدالنبی لازم نیست برویم طبقه بالا. حتی اگر چند دقیقه قبل از نماز هم برسیم داخل صف‌ها جا هست. دیشب بدون فشار و صف ایستادن در قطعه‌ای از بهشت، بین محراب و منبر پیامبر، نماز خواندم و با خیال راحت از ضریحش عکس گرفتم...

این همه خوب بود ولی بوی خداحافظی می‌داد.

از حالا غصه‌مان گرفته با دل‌تنگی‌های بعد از سفر چه کنیم. وقتی برگشتیم تهران صبح به صبح موقع اذان کجا برویم برای نماز؟ فکرش هم سخت است ما اینجا هر روز می‌رفتیم بقیع! تهران چه می‌کنیم یک باره؟

شاید باید دل‌مان خوش باشد که محرم از راه می‌رسد و انصاف اگر داشته باشیم هیچ کجای دنیا محرم ایران را ندارد. راستی امام حسین در سفر سال 61 خود الان به کجا رسیده؟ حتما تا حالا خبر شهادت مسلم را هم شنیده.

ما با حترام آمدیم مدینه و مکه و با احترام برمی‌گردیم. امام حسین اما هم از مدینه که زادگاهش بوده و هم از مکه که زادگاه پدر و مادرش بوده به اجبار خارج شد.

و وای از مظلومیت حسین.

پيام هاي ديگران ()        PermaLink;        ۱۳٩٠/۸/٢۳ - مهدی قزلی