majal

 

هدیه به مادران

گزارش از سفر به قبله-34

امروز ختم قرآن اولم را تمام کردم. به مدد راه طولانی هتل تا مسجدالحرام و اجبار اتوبوس نشینی، زودتر از ایام تشریق تمام شد. وقتی رسیدم به جزء 30 و سوره نباء یادم آمد دوستی را که گفته بود خواندن یک ساله سوره نباء سفر حج را قسمت می‌کند. سوره نباء را خواندم و وارد آخرین جزء قرآن شدم. سوره ها و آیات دیگر رنگ وبوی مسابقات قران دوره دبیرستان را می‌داد. دیگر 10-12 صفحه بیشتر نمانده بود که رسیدیم مسجدالحرام. نشستم روبه‌روب کعبه و خواندم تا سوره علق. برای سجده واجبش در خانه خدا سر روی سنگفرش سفید مسجد گذاشتم و کجا باورم می‌شد!

ختم قرآن تمام شد. ختمی که از مسجدالنبی شروع شد، در مسجدالحرام تمام شد و امیدوارم بتوانم یک بار دیگر خواندن قران را در مسجدالحرام شروع کنم و در مسجدالنبی تمام.

قران را بستم و فکر کردم ثواب ختمش را هدیه کنم. هدیه به نرجس خاتون مادر امام زمان تا امام زمان را خوشحال کنم و مادر پیامبر آمنه که در ابواء دفن است و ما نمی‌توانیم برویم زیارتش، و فاطمه ،مادر پسران رسول خدا، حسن و حسین، برترین زنان عالم که قبرش را هر چه بگردیم پیدا نمی‌کنم، و مادر فاطمه، خدیجه که با معرفت تر از او به سختی بشود در تاریخ پیدا کرد، و فاطمه بنت اسد مادر امیرالمومنین که سال‌هاست پیش نوادگانش در بقیع دفن است و هر وقت از کنار کعبه رد می‌شویم و می‌رسیم به محل تولد حضرت علی یادش می‌کنیم و نجمه خاتون مادر امام رضا که قبرستان محل دفنش را پیدا کردیم ولی قبرها هیچ نشانی نداشت، و رباب مادر علی اصغر که چهل روز بیشتر از عمر پسرش باقی نمانده، و ام البنین مادر حضرت عباس که در گوشه بقیع غریبانه دفن است و هاجر مادر اسماعیل که در حج خیلی جاها پا جای پای او می‌گذاریم و... مادرم که حق مادری به گردنم دارد و مادر پدرم که اگر زنده بود خیلی خوشحال می‌شد از آمدن من به حج و مادر دخترم که حق همسری دارد و جایش خالیست بسیار.

هدیه ام کوچک و ناقص است و چه لیست بلند بالایی تهیه کردم برای هدیه گیرندگان. دستم را به سمت کعبه بلند کردم و گفتم: خدایا کم ما را زیاد کن و ثوابی اگر داشت برای این مادران قرار بده، آمین.

پيام هاي ديگران ()        PermaLink;        ۱۳٩٠/۸/۱۱ - مهدی قزلی